تبليغاتX
پادمه

پادمه

عشق, شادی و عدالت سه اصل حرمت انسانی اند که اگر هر کدام از اینها نباشد بشر دچار سردرگمی میشود

 

 

شما مست نگشتید وازآن باده نخوردید/ ندانید ندانید که ما در چه شکاریم

دراین خاک دراین آب دراین خاک همه پاک/به جزمهربه جزعشق دگر بذر نکاریم 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت14:44توسط رویا صالح پور | |



 

تا بنده ایم ویا بنده ...   تابنده ایم و یابنده

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت15:23توسط رویا صالح پور | |



من شاهد شراب تو مست پیاله باش/ من مست بی خمار تو می در پیاله باش

من بی خزان فصل تو در من نشانه باش/ من بی سکوت وهم تو با من ترانه باش

من بینش عروج تو با من فسانه باش / من میرسم به اوج تو در من چو مایه باش

هر جا که عشق حسرت دیدار می کشد / من عاشق و تو شوق بمان جاودانه باش

هر روز غرق راز توای غمگسار عشق / بیدار حسن باش دمی میگساره باش

من هیچ با تو درد به جانم نمی رسد / یک روز بی بهانه ویک دم فسانه باش

باغی که حسن تو به دمش می وزد نسیم/ من چشمه و چراغ تو همچون جوانه باش

می روید از کلام تو هر نار و گل به باغ / جادوی جاودان تو ام چون کرانه  باش

من مست و شاهباز و تو در بند صید من/ ای صید شاهوار من ای می به باده باش

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت13:52توسط رویا صالح پور | |



 

حدیث ملت و تقوا حدیث بی  ثبات امد/تو عاشق باش کاین قانون برایت بی مثال امد

سراسر درد دین خواهی ولیکن تازه در ره شو/برای دیدن رویش برو در خویش اگه شو

برای حسرت فردا نمی ماند مجالی نو/همین امروز عاشق باش و فردا رنگ نو از نو

خوش ان روزی که وصل تو مثال عیش اولی شد/ چه ها گردید حال ما که اطوارش هویدا شد

سماع جان عشاقت زند تیر از کمان بیرون/چه ها خواهی کنی با ما که نخجیرت بود بی خون

 ولیکن بال امیدم مرا تا اسمان برده/همین امید بس باشد چو خورشیدم بود مرده

سکوتت نیشتر دارد به جانم غم گران اید  /چو تلخی ات شراب اید غمت در دل وصال اید

من ان نشتر کشم  با جان غمت را می خرم با ان/هزاران بار ترسیدم که باطل تر بوم بی ان

تماس عشق با شورم تجلی گاه معشوقم/همین امرم بود حاصل که در گیتی ز غم دورم

مرادم حاصل ار باید تو با دردم همی سازی/ اگر خود کار ما این شد که بی درمان شدم راضی

صلای صبح می اید زمین مقرون نور تو/چه خواهد کرد با روزت جهان سخت دور از تو

بسی گفتم که هر رازی شود پیدا ز پنهانی/ولی تو فارغم سازی که همرازی به هر رازی

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت1:30توسط رویا صالح پور | |



هر روز من و جاده ی مقدس که قدم هامو صدا میزنه هر روز من و درختها و بوته ها و شقایق هائی که حرف های زیادی برای گفتن دارن منتظر گوشی که بتونه بشنوه. راهی میشم وسوسه ی رفتن قویتر از موندنه حتی زیر بارون و ابر های غلیظ شمال که غیر قابل پیش بینی  وسنگین انگار سالهاست که دلشون گرفته به حال زمین می خوان ببارن .

میرم پای پیاده این ضیافت ائین خودش رو داره.

چند تا عکس از مسیر جاده ی مقدس  خودم  گذاشتم .راهی که به مقبره ی زیبای شیخ زاهد گیلانی منتهی میشه . برای دوستانی که هنوز موفق نشدن به لاهیجان سفر کنن و این بنای زیبا ََتاریخی و مقدس رو از نزدیک ببینن.شاید عکس ها حرفه ای نباشن اما حال و هوای خودشون رو دارن....

در باره ی تاریخچه ی بنا و معرفی شخصیت شیخ زاهد گیلانی میتونید اطلاعات لازم رو در ادامه ی مطلب بخونید.

 

 

 

در ضمن دوستانی که مایل هستند از طرفشون نائب الزیاره ی شیخ باشم و حاجتی دارند میتونن برام پیام خصوصی بذارن .روز های جمعه به نیت دوستان میرم زیارت

 


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت0:6توسط رویا صالح پور | |



 

روزی مرلین مونرو هنرژیشه ی زیبا و مشهور هالیوود برای انیشتین نامه ای فرستاد به این مضمون:

"فکرش رابکن که اگر من و تو با هم ازدواج کنیم بچه ی ما با زیبائی من و هوش  و نبوغ تو چه محشری می شود."

وانیشتین فکر میکنید چه جوابی به این درخواست داد؟

نابغه ی قرن گفت:

"ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم.واقعا هم که  چه غوغائی می شود! اما این یک روی سکه است.فکرش را بکنید که اگر فرزند ما زیبائی من و هوش شما را به ارث ببرد چه رسوائی بزرگی بر پا می شود !"

 

  

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت18:58توسط رویا صالح پور | |



 

می خوام قبل از ارائه ی قانون سوم از دوستانی که قانون ها رو مطالعه کردند بپرسم که ایا کسی میتونه قانون سوم رو حدس بزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت21:17توسط رویا صالح پور | |



 

 

این تازه به ره کیست که در میکوبد  خورشید به نازش سرو تن میشوید

هر برگ ز جاوید برون می اید  بر تارک هر شاخه غزل میگوید

شادا بهارا

 

 

+نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت18:28توسط رویا صالح پور | |



 

از اوصاف و اخلاق و شمائل حضرت رسول(ص):

 

اب دریا را به پیمانه محاسبه کردن است ولی برای جوانان شرح برکات وجودی رسول الله الزامیست.ایشان در دیده ها با عظمت ,رویش از دور میدرخشید .از میانه بالا کمی بلند تر ,سر مبارکش بزرگ بود.

اندازه ی موی مبارکشان از نرمه ی گوش نمی گذشت .پیشانی گشاد و ابروی مبارکشان باریک و کشیده بود.رگی در میان پیشانی شان وجود داشت که در مواقع عصبانیت پر میشد.بینی باریک و کشیده ,محاسن شریفشان انبوه و به روایت خودشان  به دلیل غصه ی سرنوشت ملت های ناسپاس و کافر گذشته سفید شده بود.دندان های سفید و براق و نازک و گردنی در نور و صفا و استقامت بی مانند . سینه و شکم در یک خط ,میان دو کتفشان پهن ,بدنی سفید و نورانی,انگشتانی بلند و ساعد و ساقی کشیده و پر قدرت داشتند.

در اکثر احوال دیده شان به زیر بود.همیشه جلوتر از دیگران سلام میکردند.خلق و خوی نرم داشتند ,هیچ گاه کسی را حقیر نمیکردند.ایشان اندک نعمتی را عظیم می دانستند.با دست مبارکشان اشاره می فرمودند نه با چشم و ابرو.اکثرا خندیدن ایشان به صورت تبسم بود. می فرمودند :"برسانید به من حاجت کسی را که حاجت خود را به من نتواند رساند."

سراغ احوال اصحاب را میگرفتند,در مجالس مگر با یاد خدا نم نشستند و بر نمی خاستند.مجلس شریفشان ,مجلس بردباری و صفا و پیام و راستی و امانت بود.خطای کسی را نقل نمی کردند ,غیر از سخن باطل سخن کسی را قطع نمی کردند.عیب ها و لغزش های مردم را تفحص نمی کردند.

برد یمانی میپوشیدند و جامه ای از پنبه و کتان اکثرا به زیر میپوشیدند.عمامه ای بر سر ,جامه ی فاخر را روز جمعه ها می پوشیدند ,زیرا که جمعه عید است.

 

انگشتر نقره در انگشت کوچک راست به دست می کردند.

خربزه و خیار و انگور را دوست می داشتند ,شکار نمی کردند اما گوشت شکار را می خوردند.کدو و سرکه و خرما و کاسنی و ریحان کوهی را بسیار دوست داشتند.از پیاز و سیر و غذاهائی که بو دار بودند پرهیز میکردند .

در جنگ هیچ کس نزدیک تر از ایشان به دشمن نبود.

سر و ریش را به سدر می شستند.هیچ مگس و پشه ای روی ایشان نمی نشست.هر روز سیصد و شصت مرتبه به عدد رگ های بدن می فرمودند"الحمد لله رب العالمین کثیرا علی کل حال" و هفتاد مرتبه "استغفر الله" و هفتاد بار "و اتوب علیه"میگفتند.

 

پنج شنبه های اول ماه,پنج شنبه های اخر ماه . چهارشنبه های وسط ماه را تا زمان رحلت روزه می گرفتند.

در اخلاق حسنه و اطوار حمیده و علم و حلم و کرم و سخاوت و عفت و شجاعت و مروت و سایر صفات کمالیه رسول الله سخن بسیار است. هرچند عشری از اعشار ان را بیان ننمودیم ,والله اعلم.

اندر باب معجزات رسول الله(ص) در مباحث بعدی به پاره ای از چهار هزار و چهار صد و چهل و چهار معجزه ی ایشان اشاره خواهیم کرد.

سلامت و پیروز باشید.

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت20:32توسط رویا صالح پور | |



هوا پر از صدای گرم اذان صبح است,هیچ سرودی تا به ان اندازه اشنا و غریب نیست. خدایا,به همه ی ما این توفیق را بده که در طول زندگی کوتاه یا بلند خود از کارهائی که باعث رضایت بارگاهت میشود غافل نباشیم مرگ را برای ما زیور قرار بده  که از ان هراسان نباشیم,حیات ما را سرشار از لطایفی کن که از نظر دیگران هولناک اما از منظر ما که ادعای دلدادگی تو را داریم سفری از سفرهای زمینی . خانی از خان های رشد و تعالی باشد و در نهایت هر کدام از ما را حاصلی تا از ان منور شویم.

بار الها  روزهای سختی در پیش است و بشر هزاره ی پیشرفت و اطلاعات و فضا ,بشری که هر روز تشنه تر از دیروز در پی کسب دانش و خیر و رفاه و تکنولوژیست دچار سردرگمی در این همه تکنیک و متاثر از این همه رنج خود ساخته شده. هوای مسموم ترس از شکست در تار و پود مردمان  جای گرفته ,دیگر کسی از هوای پاک لذت نمیبرد,دیگر مردم به افتاب فکر نمی کنند

همه چیز در هاله ی مصنوعی پیشرفت غرق شده و مردم به ظاهر متمدن این قرن هنوز غرق اوهام کودکانه ی انسان های بدوی هستند , برای شکار اوهامی که حتی به اندازه ی حیوانات عصر حجر حقیقت ندارند.

تو باید به داد این مردم و این جهان سردرگم برسی.وگرنه هیچ در هیچ است و امیدی به نجات ان از این ورطه نیست .

به امید رشد شعور و اگاهی و نمایان شدن خورشید شناخت متعالی در قلب  ما انسان ها.

                                                    امین

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت13:23توسط رویا صالح پور | |